پست الکترونیکتماس با مانقشه سایتصفحه اصلیEnglishعربیورود اعضاsa1
 
۱۳۹۷ سه شنبه ۲ بهمن
اتحادیه مرکزی تعاونی های روستائی و کشاورزی ایران با در اختیار داشتن کارخانجات تولیدی مواد غذایی آیدا و صنایع تبدیلی مرکبات همچنین کشت صنعتهای جیرفت و شهید رجایی دزفول آمادگی خود را برای تامین انواع مرکبات ،صیفی جات ، مواد غذایی ، انواع حبوبات و نهاده های کشاورزی ،ماشین آلات کشاورزی اعلام می نماید
در جستجوي نظام‌هاي بهره‌برداري مطلوب در طرح 46هزار هكتاري دشت سيستان
1397/10/08

نهادسازي، آگاهي بخشي، آموزش مستمر، حاكميت شركتي و مشاركت در زنجيره ارزش و منافع، ضامن پايداري نظام بهره‌برداري دشت سيستان

مصاحبه‌اي با دكتر حسين شيرزاد، معاون وزير جهادكشاورزي و مديرعامل سازمان مركزي تعاون روستايي ايران

س: آقاي دكتر شيرزاد، دفتر نظام‌هاي بهره‌برداري سازمان مركزي تعاون روستايي متولي تاسيس نظام‌هاي بهره‌برداري مطلوب در طرح46 هزار هكتاري دشت سيستان است. با تشكر از جنابعالي بابت وقتي كه به اين مصاحبه اختصاص داديد، سئوال اول را از اينجا آغاز مي‌كنيم كه طرح مذكور چگونه و با چه اهدافي در منطقه آغاز شده‌است؟

ج: اين طرح بعنوان يكي از مهمترين و جسورانه ترين طرح‌هاي توسعه كشاورزي طي پنجاه سال اخير؛ با ابتكار مهندس حجتي به دليل آشنايي دقيق و ظريف وي از موقعيت استان، با رفتار اجتماعي در كنار ساختار اكولوژيك، توان منابع پايه و هيدروپولتيك منطقه طرح (كمك به افزايش قدرت چانه زني بين‌المللي درافزايش حق آبه دريافتي واحياي تالاب بين المللي هامون ازطريق ايجاد زيرساخت هاي مدرن آبي) محسوب مي‌شود. همانگونه كه مي‌دانيد، سيستان و بلوچستان درحاشيه جنوب شرقي كشور با موقعيت راهبردي و ترانزيتي ويژه همواره آسيب حداكثري را از اقتصاد پنهان، زيرزميني يا غيررسمي پذيرا بوده است. اين استان با دربرگرفتن بيش از 11 درصد وسعت ايران ، متأسفانه بدليل نرخ بالاي بيكاري و سهم پايين مشاركت اقتصادي، در كنار موقعيت خاص جغرافيايي و همسايگي با كشورهاي پاكستان و افغانستان، غالبا با گسترش شبكه فعاليتهاي غيرمجاز با گردش مالي قابل توجه بويژه در زمينه قاچاق مواد مخدر، سوخت وكالا مواجه بوده ، درآمدهاي نامشروع حاصله پس از طي فرآيند پولشويي و ورود به چرخه اقتصادي استان، بر نابساماني هاي اقتصادي منطقه افزوده است. اين دور باطل توسعه نيافتگي با گردش سرمايه‌ها در حوزه اقتصاد استان كه5 نيمي از آن پنهان است ادامه يافته و طي ساليان گذشته با وقوع خشكي و خشكسالي هاي پي درپي اين وضعيت تشديد شده است. تحليل منابع آبي نشان ميدهد قسمتي از حوضه‌هاي آبريز هيرمند، كوير لوت، هامون جازموريان و درياي عمان در اين استان واقع شده و منابع آبهاي سطحي استان را، آورده رودخانه‌هاي سيستان، شيردل، گلمير، سرباز و چند رودخانه فصلي ديگر تشكيل مي دهد، بنابراين موضوع آب و استفاده بهينه از آن، از اصليترين مسائلي است كه در گذشته، حال و آينده منطقه مذكور، بيشترين سهم را در عرصه مسائل اقتصادي،اجتماعي، سياسي و امنيتي دشت 203 هزار هكتاري سيستان داشته و عدم توجه به ديالكتيك كم آبي در سياستگذاري بخش كشاورزي استان منجر به تشديد بحران هاي عميق در اين زمينه خواهد شد.

س: چه الزامات ابتدايي براي طراحي و برنامه‌ريزي چنين طرح بزرگ و كم سابقه‌اي در استان سيستان و بلوچستان براي عملياتي نمودن طرح، پيش روي مجريان قرار داشته است ؟

ج: براساس آمارهاي رسمي، طي 7 سال گذشته تنها كمتر از 3 درصد از كل ارزش افزوده بخش كشاورزي كشور در استان سيستان و بلوچستان ايجاد شده است. كمبود آب كه عمدتاً ناشي از خشكسالي ها يا نرخ پايين بارش در ساليان اخير در منطقه بوده و تجسم عيني آن در خشك شدن درياچه‌هاي هامون و جازموريان مشاهده ميشود، يكي از مسائل اساسي استان در بخش كشاورزي است. منطقه سيستان شامل؛ زابل ، هامون ، هيرمند ، نيمروز و زهك (بلوچستان مشتمل بربقيه شهرها از خاش تا چابهار است) ازنظر اقليمي جزء مناطق خشك كشور محسوب شده ، پايداري و حيات منطقه به سخاوت رودخانه هيرمند وابستگي كامل دارد. باتوجه به سير نزولي ورودي آب رودخانه هيرمند طي پانزده سال گذشته و خشك شدن آن در سال آبي گذشته و عدم فعاليت‌هاي كشاورزي منطقه، درآمد خانوارهاي ساكن دشت سيستان به حداقل خود رسيده بطوريكه جهت دستيابي به حداقل درآمد ناچار به مهاجرت به ساير نقاط كشور شده‌اند. اجراي طرح انتقال آب با لوله به روش كم فشار به اراضي كشاورزي دشت سيستان در سطحي بالغ بر 46000 هكتار ميتواند تحولي عظيم در ساختار اقتصادي، اجتماعي و امنيتي منطقه بوجود آورد. بنابراين الزامات برنامه‌اي توسعه و مديريت يكپارچه منابع آب، خاك ، كشاورزي و منابع طبيعي؛ وزارت جهاد كشاورزي را بر آن داشت تا براي دشت سيستان بمثابه مهمترين اكوسيستم شكننده كشور حتي بعنوان منطقه استراتژيك در جغرافياي امنيتي كشور، برنامه‌ريزي توسعه منطقه‌اي را از طريق بازسازماندهي درقالب يك سازمان اجرايي خاص بر محور آب در دستور كار قرار دهد. لذا يكي از مهمترين الزامات پيش روي وزارتخانه، تبديل محدوده طرح به قطب توليد محصولات كشاورزي و توليد براي منطقه و كشور و حل مشكل اشتغال شرق كشور بوده است.

س: مفروضات مقدماتي و نخستين طرح كه ذهن برنامه‌ريزان و مسئولان ملي و محلي را به خود مشغول كرده بود چه بود و سرانجام طرح با چه مختصاتي وارد مراحل عملياتي شد؟
ج: مفروض اوليه طرح در آغاز سال اجرايي يعني 1393 آن بود كه در بازه زماني سه ساله، با توسعه كشاورزي بمنظور كاهش نرخ بيكاري ، مهاجرت و جلوگيري از پيامدهاي اجتماعي و سياسي آن، كاهش حجم نقدينگي سيال ناشي از فعاليت‌هاي نامشروع و بهبود شاخص‌هاي اقتصاد كشاورزي از طريق بهره‌وري هوشمندانه و بهينه از منابع پايه توليد در اراضي كشاورزي دشت سيستان بوسعت 150 هزار هكتار، بكمك توسعه بخش‌هاي پسين و پيشين زنجيره توليد ، تأمين و عرضه كشاورزي و تبديل منطقه به قطب توليد كشاورزي بتوان در راستاي توسعه يافتگي منطقه گام برداشت. از اين روي، الزام به مديريت يكپارچه منابع آب و خاك كشاورزي و منابع طبيعي در قالب يك سازمان اجرايي منظم و منسجم غيردولتي، بر اساس قانون پنجم و ششم توسعه در دستور كار قرار گرفت. بعلاوه، وجود 70000 بهره‌بردار در 46 هزار هكتار پهنه زراعي، مدرن سازي سامانه‌هاي موجود انتقال و توزيع آب كشاورزي و ايجاد مدلهاي نوين از طريق ظرفيت بالاي انتقال آب با لوله كه در نوع خود براي فعاليتهاي كشاورزي در سطح كشور منحصر بفرد بوده است، با اعتباري معادل كل اعتبار مورد نياز طرح بالغ برمبلغ 25680 ميليارد ريال را الزامي ميساخت . طي سال جاري نيز با پيشنهاد دولت محترم در لايحه بودجه سال 1397 و با اذن مقام معظم رهبري مبلغ 350 ميليون دلار براي اين منظور اختصاص يافته است. لذا با توجه به محدوديت وابستگي و تأمين آب سيستان به كشور افغانستان، يكي از محوري ترين الزامات طر ح انتقال آب به اراضي دشت سيستان ايجاد جامعه پايدار و با ثبات در منطقه به منظور حفاظت از مرزها و مقابله با تهديدات خارجي در اين منطقه استراتژيك است كه توجيه امنيتي ،اجراي طرح انتقال آب با لوله را ضروري مي‌نمايد. محل تامين آب بواسطه آب ذخيره شده رودخانه هيرمند در مخازن چاه نيمه( 1و2و4) و آب تخصيص داده شده (400 ميليون مترمكعب در سال) و متوسط آب تخصيصي 8700 متر مكعب در هكتار، با حداكثر راندمان براي ايجاد حداقل پايداري براي كل جامعه حقآبه بران درسطح 46000 هكتار تا درگستره وسيع دشت سيستان (حدود 200 هزار هكتار) توزيع گردد. همچنين با توجه به ويژگي‌هاي اجتماعي منطقه و لزوم رعايت توأمان انتقال آب به همه مناطق و به كليه بهره‌برداران در دشت سيستان ، شرح خدمات اجتماعي پيوست پروژه تهيه و بموجب آن پيمانكاران موظف به تشكيل تيم اجتماعي با نيروهاي تسهيل‌گر شدند تا از طريق برگزاري كارگاههاي هم انديشي، نظرخواهي از بهره‌برداران در جلسات عمومي حتي تشكيل شورايي بنام شوراي اجتماعي سيستان و تدوين و تهيه دستورالعمل‌ها و شيوه‌نامه‌ها، نوعي ساختار مشاركت مدرن را در بين بهره‌برداران نهادينه نمايند.

س: آيا اين طرح را مي‌توان به معناي وابسته شدن بيشتر توسعه دشت سيستان به منابع آبي هيرمند تلقي نمود؟
ج: من با اين نظر موافق نيستم. كليه اقدامات، مطالعات و سرمايه‌گذاري هاي سنگيني كه از سالها پيش (بيش از 50 سال) در زمينه تأمين آب در اين منطقه صورت گرفته ، براساس ورود آب از رودخانه مذكور به رودخانه‌هاي سيستان و پريان بوده است. درعين حال، هيدروپولتيك هيرمند در حيات اقتصادي و اجتماعي سيستان همواره از جايگاه مهمي برخوردار بوده و از عوامل اصلي بقاي تاريخي منطقه به شمار مي‌آيد. لذا اين موضوع نبايد به عنوان يك مانع براي توسعه نظامات آبي منطقه به حساب آيد. بلحاظ تاريخي، ابتدا اين رود مرزي در پي جدا شدن بخش شرقي ايران، تشكيل كشور افغانستان و نيز نقش آفريني انگليسي‌ها در مرزهاي شرقي اهميت يافته و از آن پس، مسئله آب هيرمند، نقش شايان توجهي را در روابط بين دو كشور در دوره‌هاي مختلف ايفا كرده است. در اسفندماه 1351 معاهده تقسيم آب هيرمند، براساس توصيه‌هاي هيأت فني آمريكايي، دركابل به امضاء رسيد و مطابق ماده 2 آن كه اشاراتي صريح به گزارش هيأت مزبور دارد، كشور افغانستان بطور متوسط متعهد به تحويل 22 متر مكعب آب در ثانيه (درسال نرمال آبي) شده است. همچنين ، افغانستان براي اثبات حسن نيت وتحكيم روابط با ايران ، خود را ملزم به تحويل 4 متر مكعب مازاد بر مقدار مذكور به ايران نمود . طرفين كه از نوسانات شديد آبدهي ودسطح آب موجود آگاه بودند، به بيان جزئيات شيوه تقسيم آب نيز پرداخته‌اند. مطابق جدول ذيل ماده 3 معاهده، حجم آب قابل تحويل به ايران درهمه ماهها يكسان نبوده و اين مقدار در ماه‌هاي بهمن و اسفند به حداكثر و در شهريور ماه به حداقل خود مي‌رسد كه درواقع زمان كمترين مقدار آبدهي است و اين چيزي جز تضمين حداقل ميزان اختصاصي نيست. در دوره‌هاي متناوب، براي حل اختلافات مرزي و تعيين سهم آب ايران از هيرمند، مذاكرات مختلفي صورت گرفته كه در نهايت به انعقاد قرارداد 1356 منجر گرديد، ولي در اين قرارداد مساحت زمين‌هاي زير كشت سيستان درنظر گرفته نشد و به دليل بهره‌برداري بيشتر افغانستان از آب در قسمت علياي هيرمند براي زمين‌هاي كشاورزي و مصارف ديگر، از مقدار آبي كه وارد سيستان مي‌شود نيز كاسته شد. خشكسالي‌ها و سيلاب‌هاي متعدد ناشي از عدم كنترل آب رودخانه، اوضاع اقتصادي مردم سيستان را كه زندگي آنها وابسته به هيرمند بود، تحت تأثير قرارداد. اصلاح نظامات آبي و آبياري با كارايي بالاتر و صرفه جويي در مصرف، رويكردي توسعه محور دارد. بنظر من ضرورت مذاكره و رايزني بيشتر ديپلماتيك بين دو كشور برادر، پيرامون قرارداد رسمي بين ايران و افغانستان در مورد تقسيم آب هيرمند، با توجه به زمين‌هاي زير كشت سيستان، وضعيت جديد اقليمي و اقتضائات منطقه اي با هدف تقويت همگرايي ملي و پيوند مناطق مرزي با اقتصاد ملي و فراملي بهنگام به نظر مي‌رسد.

س: چه برنامه‌هاي تسهيلگري و مشاركتي در جامعه محلي يا بومي توسط دفتر نظام‌هاي بهره‌برداري سازمان مركزي تعاون روستايي ايران در حال حاضر در دست پيگيري است؟
ج: برنامه مشاوره و اطلاع‌رساني به ذينفعان و توانمندسازي آنان براي مشاركت در طرح و استفاده از نظريات ذينفعان ، بخشي از تعهدات مجريان طرح است كه از طريق برگزاري كارگاههاي هم انديشي اين مهم به انجام رسيده است. بهره‌برداران ذينفع در چرخه پروژه را كساني تشكيل مي‌دهند كه بصورت مستقيم از اجراي پروژه داراي منافع بوده و در فرآيند مشاركت، افراد ذينفع اوليه و ثانويه تعيين مي‌شوند. ذينفعان اوليه پروژه را زارعين تحت تأثير و كسانيكه سهمي از منافع پروژه دارند ، جمعيت روستايي ميزبان و ادارات اجرايي تشكيل ميدهند. افراد ذينفع ثانويه هم شامل ساير افراد و گروههايي هستند كه در پروژه منافعي دارند از قبيل مسئولان محلي، سياستگذاران و سازمان‌هاي غيردولتي. ارتباط با افراد ذينفع در مراحل مختلف پروژه به صورت يكپارچه بوده و از مرحله جمع‌آوري اطلاعات تا ارزيابي اثرات پروژه را شامل مي‌گردد. بدين ترتيب گزينه‌هاي مشخصي براي ايجاد مشاركت لازم ميان افراد تحت تأثير فراهم مي‌آيد.افراد تحت تأثير و گروههاي ذينفع هم به پروژه حساس شده و در مراحل برنامه‌ريزي و طراحي و اجرايي پروژه مشاركت مي‌نمايند. تاكنون برنامه‌هاي مشاركتي در دست اقدام با تشكيل بلوك اجتماعي در نواحي عمراني براساس همگرايي و وفاق اجتماعي دنبال مي‌شود و آموزش تسهيلگران با توجه به كمبود نيروهاي تسهيلگر ماهر بومي به موازات انتخاب مسير خطوط لوله و آزادسازي مسير با مشاركت بهره برداران- با توجه به اينكه اعتبار تملك مسير در قراردادها پيش بيني نشده - آغاز شده است. شايان ذكر است حق آبه بسياري از روستاهاي منطقه در دهه 1310 تفكيك و بر اساس دفاتر مديري و كارافه و اسناد اصلاحات ارضي تعيين شده است و تسهيلگري نحوه توزيع آب در روستا پس از تعيين سهم آب روستا و تهيه نظامنامه آب روستا توسط بهره‌برداران داراي حق آبه، روند آرامي را طي مي‌كند. سازمان مركزي تعاون روستايي 5 نوع يا گونه تسهيلگري را كه عبارتست از؛ تسهيلگري در انتخاب مسير خطوط لوله، تسهيلگري آزادسازي مسير، تسهيلگري نحوه توزيع آب در روستا، تسهيلگري تشكيل گروههاي هم آب، تسهيلگري توانمندسازي گروههاي هم-آب و تسهيلگري بنيان تشكل بهره‌برداران، به موازات هم در منطقه دنبال ميكند.

س: آيا فعاليتهايي كه در قالب نهادسازي و تشكيل گروه‌هاي هم آب تاكنون شكل گرفته قرين موفقيت بوده‌اند و چند درصد به اهداف از پيش تعيين شده رسيده‌ايد؟
ج: تاكنون پيشرفت فيزيكي سازه اي كل طرح مشتمل بر احداث ايستگاه‌هاي پمپاژ، تكميل خطوط انتقال آب با لوله‌هاي پلي اتيلن بطول 3486 كيلومتر در 16 ناحيه عمراني طراحي شده و حدود 70 درصد برآورد گرديده است. اما تازه آغاز يك راه عظيم در بستر تشكيل گروه‌هاي هم آب است (سابقه اين گروه ها با نام پاگو كه داراي 6 «مرد آب» بوده در نظام آبياري سنتي منطقه وجود دارد)، كه بر اساس حداقل ده سهم آب يا معادل 18 هكتار ارزيابي ميگردد. درعين حال، فعاليت‌هاي ديگري نظير تجميع اراضي جهت ايجاد نظام بهره‌برداري از منابع آب و خاك موجود براي اعمال سياست كشت و سيستم آبياري تحت فشار در سطح مزارع محدودي آغاز شده است. تشكيل گروه‌هاي هم-آب در كنار توانمندسازي بهره‌برداران به منظور ارتقاء سطح توان و دانش اعضاي گروه‌ها و مشاركت فعال در حل و فصل مسايل و مشكلات آنها با مشاركت فعال بهره‌برداران عضو، براي بررسي مشكلات ، يافتن راه حل‌ها ، تقسيم كار ، برنامه‌ريزي براي حل مشكلات و مستندسازي تصميمات اتخاذ شده بخوبي پيش مي رود. از سوي ديگر، طراحي تشكل بهره‌برداران در بلوك اجتماعي ناحيه عمراني با رويكرد كلي تشكيل تعاوني توليد روستايي و مد نظر داشتن امكان استقرار ساير نظامها به ويژه شركتهاي سهامي زراعي و اتحاديه شهرستان و شركت تخصصي بهره‌برداري و نگهداري شبكه آغاز شده است. بطوركلي هدف اصلي از خدمات بهره‌برداري، توزيع به موقع و مناسب آب آبياري به منظور تأمين آب مورد نياز گياهان زير كشت در يك شبكه آبياري و دفع زه-آب و روان-آب بوده و دستيابي به اين هدف مستلزم عمليات بهره‌برداري است كه بهره‌وري حداكثري از آب موجود در مقايسه با ميزان تقاضا را بدنبال دارد. انجام اين عمليات به عواملي همچون وسعت شبكه، مهارت كادر فني و ميزان همكاري متقاضيان آب، با مسئولان توزيع بستگي دارد. اصولا" برنامه‌ريزي عمليات بهره‌برداري امري ضروريست كه نهادسازي ، همياري و جلب مشاركت بهره‌بردار در امر توزيع آب، به عنوان مهمترين اصل موفقيت در انجام آن دخيل است .

س: به نظر شما مطلوبترين و مناسبترين نظام بهره‌برداري در محدوده طرح، كدامست؟

ج: نظام الگويي بهره‌برداري بايد با صورت بندي اجتماعي، قومي و فرهنگي و چارچوب‌هاي شرعي و قانوني كشور در مورد نحوه مديريت و بهره‌برداري از منابع ملي (آب و خاك)، حرايم قانوني ، اراضي دولتي و قوانين تجارت و مديريت بنگاههاي خصوصي و... منطبق باشد. از سويي نظام الگويي بايد بر محور عدالت و براساس صيانت توأم با منافع ملي و فردي بهره‌برداران تدوين گردد. لذا هر نظام الگويي، بايد حفاظت محيط زيست ، منابع پايه زيستي و امنيت غذايي از يكسو و احترام به حقوق فردي و مطلوبيت مالي و اقتصادي بهره‌برداران از سوي ديگر را مدنظر قرار دهد. همچنين در نظام الگويي بهره‌برداري ، مي‌بايست راهبرد ملي مشاركت جوامع محلي، كاهش نقش دولت در امور اجرايي لحاظ شود و حدود و دامنه نقش دولت به امور حاكميتي و حفاظت از منافع ملي و امنيت غذايي محدود گردد. به اعتقاد من، نظام بهره‌برداري انتخابي براي طرح نه با مدلهاي متعارف ژاپني جايكا و نه با مدل‌هاي كره‌اي كويكا و نه با هيچ يك از مدلهاي آزمون شده مورد تعميم، همگرايي تامه ندارد بلكه مي‌بايستي به نحوي باشد كه الگوي كم آبياري، مدل كشت پيشنهادي و آمايش تناوبهاي زراعي ارائه شده در طرح قابل اجرا و راندمان آبياري درحد پيش بيني، قابل دسترس باشد. بعبارتي شرايط انجام كشت و كار و دستيابي به عملكردهاي پيش بيني شده مقدور باشد. اين مسئله متضمن تداوم بهره‌برداري از اراضي زراعي در آينده بوده و امكان انجام فعاليت‌هاي هماهنگ و جمعي جهت رفع موانع و مشكلات موجود و تأمين نيازها را فراهم خواهد كرد. نكته حايز اهميت آنكه قطب بندي اجتماع كشاورزي كشور به دو بخش سنتي و مدرن به معناي حيات مجزا و مستقل هر يك از آن دو قطب نبوده بلكه نوعي مفصل بندي خاص مابين دو بخش است بطوريكه در اين تركيب، نظام بهره‌برداري سنتي (دهقاني) در موضع مسلط و نظام‌هاي بهره‌برداري مدرن در موضع تابع گونه قرار دارند. اين نكته بويژه در مورد شركت‌هاي تعاوني توليد (به عنوان نوعي نظام بهره‌برداري مدرن) و مفصل بندي آن با اقتصاد دهقاني در محدوده طرح قابل مشاهده است، بطوريكه هم اكنون شركت‌هاي تعاوني توليد عمدتاً پوشش دهنده خدماتي بهره‌برداريهاي دهقاني حوزه عمل خود هستند.
س: مهمترين معضلات و دشواري‌هاي پيش روي طرح تاكنون چه بوده و چه تمهيداتي براي مقابله با عوامل رادع و مانع، پيش بيني شده است؟

ج: ازجمله مشكلات مهم طرح؛ تداوم سنت‌هاي قومي پدرسالارانه و مقاومت در برابر نوآوري ها، همراهي و همدلي پايين برخي از نخبگان روستايي و رهبران جامعه بومي، بالا بودن سن تعدادي از بهره‌برداران، ديرپذيري و ثبات گرايي جامعه بومي و عدم آشنايي بهره‌برداران با سامانه‌هاي آبياري تحت فشار جهت مديريت مصرف بهينه آب كشاورزي بمنظور افزايش بازده توليد از سويي و پايين بودن دانش فني نوين كشاورزي بهره‌برداران بوده است. در كنار اين قضايا بايد دوربودن بازار مصرف و مشكلات حمل ونقل و مبادلات مرزي و البته محدوديت‌هاي اقليمي نظير طوفان‌ها و بادهاي 120 روزه را هم به اين فهرست اضافه نمود.مسئله حائز اهميت ديگر اينكه جامعه محلي تشنه آموزش‌هاي ترويجي است. يك ضرب المثل قديمي ميگويد ديدن باور كردن است. جوانان روستايي منطقه نياز به آموزش‌هاي فني و مهارتي دارند. يكي از سختي‌هاي كار، ظرفيت‌سازي به موازات توانمندسازي و آموزش بهره‌برداران و سرگروهها براساس تجارب گذشته تيم اجتماعي طرح و انتقال اين تجارب به نيروهاي بهره‌بردار آتي است. البته تغيير الگوي كشت و ترويج سيستم‌هاي نوين آبياري در مزرعه و اقتصادي كردن كشاورزي سنتي دشت سيستان، تسطيح و يكپارچه سازي برخي اراضي خرد و همگرايي مشاركت كشاورزان و ايجاد مزارع نوين. كار ساده‌اي نيست و نياز به بسته‌هاي آموزشي-ترويجي قوي دارد. راستي آزمايي و جابه جايي سرگروههاي ضعيف و يا كساني كه در محل حضور ندارند با هماهنگي تيم اجتماعي يكي از مراحل سخت كار است. انتخاب شخصيتي بنام «آبيار بلوك» كه منتخب كميته هاي مشورتي بلوك است و تبيين و تشريح وظايف مربوط به آن شامل دريافت درخواست آب از آبياران خط فرعي درزمانهاي مختلف وتوزيع آب بين آنها ونگهداري و بهره‌برداري از تجهيزات وشيرهاي آب و ابزارهاي اندازه‌گيري حجم آب و تحويل آب از ناحيه وتوزيع به آبياران خطوط فرعي در محدوده بلوك ، كاري نفسگير و زمانبر است. همچنين فردي بنام «آبيار خط فرعي» كه توسط كميته مشورتي خط فرعي انتخاب ميشود نيز بسيار مهم است. وي وظيفه‌اي مشابه آبيار بلوك نسبت به گروه‌هاي هم-آب در محدوده روستا دارد كه وظيفه‌اي بسيار ظريف و حساس است. بديهيست كه مسئولان گروه هم آب با تسهيم درخواست آب براساس الگوي كشت بهره‌برداران درگروه و ارائه به آبيار خط فرعي و توزيع آب در واحدهاي 5 هكتاري و مسئوليت نگهداري و استفاده از تجهيزات در محدوده گروه هم آب مسئوليت سنگيني بعهده دارند. در آينده شايد تشكل‌هاي آب محور گسترده‌تري نظير فدراسيون‌هاي آب پايه منطقه اي هم تشكيل گردد. همانطور كه عنوان شد در ارتباط با امر نهادسازي ما نيازمند زمان و كار نظري و عملياتي بيشتري هستيم. اين كار نوعي سيستم سازي در مناسبات انساني در بطن نهادسازي مبتني بر شيوه توليد متكامل تر و كاهش نقش جريان‌هاي سنتي ميرا است كه لاجرم با آميختن مناسبات حقوقي نوين و نيروهاي توليد ، شاهد پيدايش و توسعه مناسبات اقتصادي-اجتماعي جديد در دشت سيستان خواهيم بود.

 

امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
-------سایت سازمان مرکزیطز
سازمان مرکزی
بیمه تکمیلیغل
بیمه
فروشگاه الکترونیکی12
فروشگاه
فروش ویژه کودآهنicon
سامانه باغداران
Powered by DorsaPortal