پست الکترونیکتماس با مانقشه سایتصفحه اصلیEnglishعربیورود اعضاsa1
 
۱۳۹۸ چهارشنبه ۲۴ مهر
اتحادیه مرکزی تعاونی های روستائی و کشاورزی ایران با در اختیار داشتن کارخانجات تولیدی مواد غذایی آیدا و صنایع تبدیلی مرکبات همچنین کشت صنعتهای جیرفت و شهید رجایی دزفول آمادگی خود را برای تامین انواع مرکبات ،صیفی جات ، مواد غذایی ، انواع حبوبات و نهاده های کشاورزی ،ماشین آلات کشاورزی اعلام می نماید
استلزامات گرايش به سمت تقويت مدل هاي اصلاح شده قطب هاي رشد كشاورزي در كشور

1398/04/16

استلزامات گرايش به سمت تقويت مدل هاي اصلاح شده قطب هاي رشد كشاورزي در كشور

يادداشت از : دكتر حسين شيرزاد رئيس هيات مديره و مديرعامل سازمان مركزي تعاون روستايي ايران

از ابتداي سالهاي قرن 21 و بطور دقيق تر در سال 2005 مفهوم برنامه ريزي فضايي در ادبيات برنامه ريزي توسعه كشاورزي اروپايي دوباره با مدلهاي "اصلاح و تعديل شده قطب هاي رشد" مطرح گرديد و محل مجادله هاي علمي فراوان برنامه ريزان اروپايي قرارگرفت. اين امر شايد بدان دليل بود كه عمده سياستگزاران فكر ميكردند كه بدليل هژموني آمريكا و سياست سازمان تجارت جهاني بايد در فكر حمايتهاي هدفمندتر از بهره برداران، به موازات كاهش افزون تر يارانه هاي كشاورزي بود و به تركيب بهينه تر، كاراتر و اثربخش تري از نيروها، مناسبات، منابع و عوامل توليد دست يافت.

بنابراين نياز به نوعي رهيافت اصلاحي هدايت شده در بخش كشاورزي به شيوه اي گسترده در محافل برنامه ريزي اروپايي مورد بحث قرار گرفت. خوشبختانه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰي ﻓﻀﺎﯾﯽ در كشاورزي، ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﻫﺪﻓﻤﻨﺪي در ﺑﻬﺮهﺑﺮداري ﺑﻬﯿﻨﻪ از ﺗﻠﻔﯿﻖ ﺳﻪ ﻋﺎﻣﻞ بهره بردار، ﻓﻀﺎ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖهاي متنوع كشاورزي در كشور ما از يك سابقه تاريخي اما فراموش شده برخوردار است. در طول 70 سال گذشته ﺳﺎﺧﺘﺎر چيدمان فعاليتهاي اقتصادي ﮐﺸﻮر عمدتا ﺑﺮاﺳﺎس ﺳﯿﺎﺳ ﺖﻫﺎ و ﺟﻬﺖﮔﯿﺮي ﻫﺎي مداخله گرانه دولتها ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ، در واقع دولتها در ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺳﺎزﻣﺎن ﻓﻀﺎﯾﯽ اقتصاد ملي ﻧﻘﺶ اصلي را اﯾﻔﺎ ﻧﻤﻮده اند كه در همسويي با پارامترهايي نظير شيوه حمايتهاي پولي-مالي، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاريﻫﺎ، ﻧﻮع ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي، ﺗﺮﮐﯿﺐ نيروها و ﺷﯿﻮه ﺗﻮﻟﯿﺪ، ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺑﻬﺮهﺑﺮداري از ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻮﻟﯿﺪ در ﺳﺎزﻣﺎن ﻓﻀﺎﯾﯽ امروزين ﻣﺆﺛﺮ واﻗﻊ ﮔﺮدﯾﺪه اﺳﺖ.

روﯾﮑﺮد دوﻟﺖ ﻫﺎي مداخله گر ﺑﻪ اﯾﺠﺎد ﻗﻄﺐ و ﮐﺎﻧﻮن ﻫﺎي ﺗﻮﺳﻌﻪ در ﻣﻘﯿﺎس ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪﮔﺬاري در ﻣﺤﻮرﻫﺎي ﺗﻮﺳﻌﻪ از ﻗﺒﯿﻞ ﺗﻮﺳﻌﻪ كشت و صنعت ها، شركتهاي سهامي زراعي، تعاوني هاي توليد، كارخانه هاي تبديلي تكميلي، ﺷﺒﮑ ﻪﻫﺎي انتقال محصولات، ﺧﻄﻮط اﻧﺘﻘﺎل ﻧﯿﺮوي كار و اﻧﺮژي و اﺣﺪاث ﻣﺮاﮐﺰ ﺑﺰرگ باراندازهاي عرضه و ﺗﻮﺟﻪ ﺧﺎص ﺑﻪ اﻣﻮر زﯾﺮﺑﻨﺎﯾﯽ ﺑﺮﺧﯽ از ﻣﻨﺎﻃﻖ، در ﺑﺴﺘﺮ زﻣﺎن زمينه هاي اﺳﺘﻘﺮار ﺟﻤﻌﯿﺖ و اﻧﻮاع ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي را ﻓﺮاﻫﻢ آورده اﺳﺖ كه هنوز هم بقول "آرپي ميسرا" چيدمان فعاليتهاي كشاورزي و روستايي مهمترين آنها محسوب ميگردد.

از نقطه نظر تاريخي در ايران، اين نوع برنامه ريزي تحت تاثير آموزه هاي دولت آيزنهاور براي دولتهاي پيراموني جاي خودرا به پروژه هاي بسيار بزرگ داد كه تحت تاثير مانيفست غير ماركسيستي "مراحل توسعه" ي روستو و باور بنياني "قطبهاي توسعه" ژان مونه قرار داشت و طي دهه هاي چهل و پنجاه، يكي از الگوهاي توسعه منطقه اي مسلط در ايران و مبناي ايجاد قطبهاي كشاورزي-صنعتي قرار گرفت. اين الگو برگرفته از نظرية قطب رشد فرانسوا پرو و ديگر متفكرين دهه 1960نظير فريدمن، ميردال، هيرشمن و هانس بوده كه معتقد است توسعه در همه جا و يكباره اتفاق نمي افتد. بلكه فرايند توسعه ابتدا در برخي نقاط يا قطب هاي رشد ايجاد (چرخه عليت تراكمي و صرفه هاي داخلي و خارجي) و سپس به نواحي اطراف منتشر مي شود . فريدمن با ارائه مدل مركز پيرامون سعي كرد تا تلفيقي از عوامل را مورد توجه قرار داده و رابطه «اثر انتشار تدريجي » و استثماري قطبي شدن را در مركز و واگرايي و فزايندگي نابرابري ها، حاشيه اي شدن را در پيرامون گوشزد نمايد. هيرشمن نيز با طرح استراتژي رشد نامتعادل، به توسعه كل از طريق ايجاد بخشها و مراكز پيش رو و توسعه يافته تاكيد كرد. او معتقد بود كه فعاليتهاي اقتصادي نظير كشاورزي به منظور استفاده از صرفه جوئيهاي ناشي از مقياس به تمركز مكاني در يك محدوده گرايش پيدا كرده و نقاط رشد پديد مي آيد .هيرشمن، با ابداع مفاهيم اثر نشت به پائين و اثر قطبي شدن سعي كرد تا اثرات مثبت و منفي تمركز را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد. گونار ميردال نيز همانند هيرشمن كاربردهاي مكاني فرآيند توسعه را مورد توجه قرار داد و او بر خلاف هيرشمن به تشديد فرآيند قطبي شدن بويژه در كشورهاي جنوب باور داشت و در نتيجه دخالت دولت را براي تعادل بخشي ضروري مي دانست.

فرانسواپرو، نيز با ابداع مفهوم جديدي تحت عنوان قطب رشد ، كه رويكرد ديگري از عناصر بكار گرفته شده در نظريات هيرشمن و ميردال بود تحول اساسي در مباحث توسعه منطقه اي و برنامه ريزي فضايي ايجاد كرد. او معتقد بود كه توسعه همه جا و در يك زمان اتفاق نمي افتد، بلكه آن ابتدا با شدت متفاوت در قطبهاي توسعه ايجاد شده و سپس در كانال هاي مختلف پخش و نهايتا كل اقتصاد را تحت تاثير قرار مي دهد اين تئوري از معدود تئوريهاي دهه 1960 بود كه با استقبال وسيعي از طرف كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه مواجه شد. اين نظريه در برنامه پنج ساله چهارم توسعه وارد برنامه هاي عمراني ايران گرديد و در برنامه پنج ساله پنجم عمراني نيز بطور جدي دنبال شد و در اين دوره علاوه بر تهران پنج قطب مهم صنعتي در اصفهان ، اراك ، اهواز، تبريز و قزوين ايجاد و صنايع بزرگ و عمده كشور در اين قطبها متمركز گرديد.. همزمان با اجراي سياست قطب صنعتي ، بخش كشاورزي نيز بشدت تحت تاثير سياستهاي صنعتي قرار گرفت و در چند نقطه مستعد كشاورزي كشور به اجراء درآمد.

در سال 1354 با تصويب قانون توسعه كشاورزي در قطبهاي كشاورزي گامي‌ديگر در حفظ اراضي كشاورزي برداشته شد. هدف، ايجاد 20 قطب در 8/1 ميليون هكتار زمين بالقوه بود و مسئولان براي ايجاد اين 20 قطب رشد اولويت مطلق قائل بودند و حتي خلع مالكيت از دهقاناني را كه از اين برنامه تمكين نكنند، را مد نظر داشتند. بر اساس اين دكترين اگر برنامه هاي توسعه كشاورزي در قطبهايي جغرافيايي متمركز ميشد، تمركز فعاليتهاي اقتصادي موجب پيدايش نوعي پويايي خود جوش براي توسعه مي شد. ، با اين برنامه پيش بيني مي شد طي يكدوره 5 ساله، توليد حداقل 30 درصد كاهش يابد و مناطق خارج از قطب ها از بين بروند و كاربري مرتعي و بياباني يابند.

در روزگار طرح سياست قطب هاي رشد كشاورزي؛ منابع و امكانات توسعه مناطق مستعد و تعيين قطب هاي توسعه در پنج منطقه، تمركز سرمايه گذاري در آنها، به منظور تسهيل و تحصيل حداكثر بازده و تسريع آهنگ رشد اقتصادي كشور از اهداف تصريح شده برنامه چهارم عمراني بود نهادها و برنامه ريزان دولتي، تحت تأثير نظريه هاي برنامه ريزي منطقه اي فرانسوي كه «قطب هاي رشد و توسعه كشاورزي» ناميده مي شد و در آن دوران رواج داشت، تمركز خود را متوجه سرمايه گذاري روي كشت و صنعت هاي وسيع تجاري بر مبناي الگوي بنگاه هاي كاليفرنيا، و يا واحدهاي بزرگ سهامداري كشاورزي همانند الگوي موشاوهاي اسرائيلي كردند. برنامه هاي گسترده اي به منظور جابه جاكردن وسيع دهقانان به شهرك هاي مدرنِ برنامه ريزي شده، هم به منظور فراهم كردن خدمات كاراتر براي آنان و هم با هدف مدرن كردن آنها، طراحي شد كه خود نوعي الگوي توسعه روستايي بود.

هدف دولت از اين طرح ها كاناليزه كردن منابع محدود به واحدهاي بهره برداري بزرگ مستقر در دشتهاي محدود و دستچين شدۀ جغرافيايي كشور بود كه از مساعدترين منابع آب و خاك بهره مند بودند. در عمل اين "قطب هاي آب و خاك" حالت جزيره اي پيشرفته در ميان دريايي از مناطق روستايي فاقد امكانات مشابه را پيدا مي كردند. طبق اين نظريه، جمعيت مستقر در حاشيه اين قطب ها يا به تدريج جذب اين مناطق مي شد، و يا با الهام و اقتباس از اين الگوي پيشرفته، و در پاسخ به تقاضا و نيازهاي آن، پيوندهاي اقتصادي ايجاد نموده و در نهايت در مدار رشد منطقه اي حول محور اين قطب ها رو به جلو حركت مي كرد.در اين قطب هاي توسعه، تكنوكرات هاي كشاورزي و مقامات دولتي تصميم گيران اصلي بودند اما در عين حال تمايل پارادوكسيكال سياسي براي راضي نگهداشتن جمعيت شهري منجر به تغيير رابطة مبادله به ضرر مواد غذايي و جامعه كشاورزي شد. در همين زمان، بازار رو به رشد خدمات نيروي كار شهري نه تنها دهقانان بدون زمين را كه از اصلاحات ارضي چيزي نصيبشان نشده بود و در مزارع بزرگ مكانيزه و مزارع خانوادگي نيز نمي توانستند كاري بيابند، جذب كرد، بلكه اعضا خانوارهاي صاحب زمين نيز جذب اين بازار شدند چرا كه دستمزدي كه از اين راه كسب مي كردند بسيار بيشتر از درآمد ناچيز حاصل از فعاليت هاي كشاورزي بود. با توجه به گزارش ارزيابي سه سال اول برنامه چهارم، مسائل و مشكلات عمران روستايي در اين برنامه از نظردست اندركاران برنامه : عدم تخصيص اعتبارات پيش بيني شده، در 3 سال اول برنامه تنها 7/10 درصد اعتبارات پيش بيني شده تخصيص يافت،عدم انتخاب صحيح روستاها براي اجراي طرحها،عدم توجه كافي به مسائل فني اجراي طرحها در كنارعدم آشنايي و توجيه مردم نسبت به طرحها و كمبود كادر آموزشي و فني و نيروي متخصص و ناتواني مقاطعه كاران محلي در اجراي پروژه ها،عدم هماهنگي خدمات دولت در سطح روستاها ،عدم هماهنگي در تنظيم طرحهاي عمراني و در نهايت فقدان اطلاعات و دانش اعلام شد. همچنين در اين گزارش آمده كه تا پايان اجراي مراحل سه گانه‌ي اصلاحات ارضي درسال 1351، مجموعاً 33‌درصد خانواده‌هاي روستايي صاحب زمين شدند و چون از پيش هم 25‌درصد خرده مالك بودند به اين ترتيب، پس از اصلاحات ارضي 58‌درصد خانواده‌هاي روستايي ايران در زمره خرده مالكان قرار گرفتند. ولي با اين حال هنوز 9 ميليون هكتار يعني 40 درصد زمين‌هاي زراعي كشور، در اختيار مالكان بزرگ قرار داشت و آن‌ها توانستند به عناوين مختلف، از جمله به بهانه كشت مكانيزه يا با نفوذ و رشوه‌دهي اين زمين‌ها را از شمول قانون اصلاحات ارضي بركنار بدارند گزارشگران سازمان ملل و پژوهندگان غربي كه درباره اصلاحات ارضي به تحقيق و تفحص پرداخته اند در مورد شكست اين اصلاحات گزارش مي دهند كه فقيرتر شدن ميليون ها روستايي، سير صعودي بيكاري، كار با مزد كم طي دهه 1960 و آبياري ناكافي از نتايج اين اصلاحات بود. رشد فرآورده هاي كشاورزي در سال تنها دو درصد بود، حال آنكه سالانه سه درصد بر تعداد جمعيت و شش درصد بر هزينه هاي زندگي افزوده مي شد.

اما امروزه با گذشت بيش از 55 سال از بكارگيري آن سياستها و بررسي تجارب ملي و بين المللي بايد عنوان كرد كه مفهوم قطب رشد كشاورزي امري پذيرفته شده در ساختار آمايشي و منطقه اي، كليه كشورهاي داراي كشاورزي توسعه يافته در جهان و دلالت بر وجود ظرفيت‌هاي برتر توليدي در يك حوزه عملكردي در ساختار اقتصادي و فضايي دارد. بعبارتي در همه پهنه سرزميني نميتوان كشاورزي پيشرفته ، سوده و رقابتي را پايه ريزي نمود.در حال حاضر عمده كشورهاي داراي كشاورزي قدرتمند از اين نوع از برنامه ريزي منطقه اي فضايي تحت عنوان "مدلهاي قطب رشد اصلاح شده" استفاده ميكنند كه البته از نسل قبلي داراي الگوريتم هاي پيچيده تر و پارامترهاي گسترده تر و پهن دامنه اي ميباشد و ضمن توجه و تاكيد بيشتر به مقوله عدالت سرزميني (territorial justice) پيگيرعدالت نسلي و بين نسلي در عرصه فضايي محيطي بوده و مداخلات عمومي را نه تنها براي كاهش عدم تعادل هاي فضايي ( سرزميني و بين منطقه اي و درون منطقه اي ) بلكه به دنبال سياست مشاركت فضايي فعال براي پيشگيري از شكل گيري نابرابري هاي فضايي جديد مي باشد.مدلهاي اصلاح شده از نقشه هاي ماهواره اي و نظام اطلاعاتي وسيعي بهره ميبرد. در اين مدل هاي اصلاح شده، حوزه عملكردي بخش كشاورزي، متناظر است بر وجود منابع آب و خاك، تنوع مناسب اقليمي و ساخت اكولوژيك همساز، سرمايه انساني مناسب ( تجارب، آموزه‌ها و آموخته‌ها‌) و سرمايه اجتماعي (نهادها و گروههاي اجتماعي همگرا و...)؛ ودر نظم پذيري سازمان فضايي متأثر از توسعه بخش كشاورزي چند پارامتر عمده از جمله الگوي استقرار سكونتگاهها و جمعيت پذيري آنها، سطوح توسعه و شبكه‌اي ارتباطي نقش تعييين كننده اي خواهند داشت.در حقيقت سازمان فضايي حاصل و برآيند ساختارهاي فضايي كالبدي است. در راه استقرار يك سازمان فضايي مطلوب ساختار هاي موجود تنگناها و قابليت هايي را عرضه مي دارند. آنچه مسلم است چشم انداز آتي سازمان فضايي در راستاي از بين بردن و يا به حداقل رساندن اثر تنگناها و استفاده هر چه بيشتر و بهتر از قابليتها شكل خواهد گرفت. به باور من ساختار عملكردي « قطب كشاورزي » عبارتست از توسعه همه جانبه بخشهاي اقتصادي حول محور حوزه عملكردي بخش كشاورزي با محوريت حفاظت و مديريت منابع پايه، رشد زيربخشهاي مرتبط، توسعه سرمايه انساني با تكيه بر سرمايه اجتماعي. بدين ترتيب ، عامليت بخش كشاورزي در فرآيند توسعه قطب با توسعه صنعت، خدمات و زيرساخت ها، محقق شده و خدمات آموزشي، پژوهشي و حتي فرهنگي با در نظر گرفتن عامليت بخش كشاورزي ساماندهي مي شود. در فرآيند توسعه منطقه اي ، ساماندهي فرآيند توسعه حول محور قطب كشاورزي، به معني تعارض با بخش صنعت يا خدمات يا فروماندگي زيربخشهاي ويژه مثل صنعت گردشگري و يا ممانعت از بهره جويي موقعيت هاي ژئواستراتژيك نيست. بلكه فاعليت يك بخش زمينه بهره جويي حداكثر و برتر از ساير بخشها و زيربخشها را فراهم ساخته و با توسعه خدمات پسين و پيشين توسعه و زيرساخت هاي عمومي مرتبط، انرژي مضاعف و هم افزا به ساير بخشها القاء مي گردد. چنانكه توسعه صنعت پيشين و پسين مرتبط به كشاورزي اعم از ساخت ماشين آلات سنگين و نيمه سنگين و دنبال بندها و توليد نهاده هاي مورد نياز تا فرآوري محصولات كشاورزي (در طيف گسترده آن) به همراه توسعه شبكه راهها و حمل و نقل ، مراكز بارانداز مدرن و... توسعه سيستم هاي اطلاع رساني و شبكه هاي گسترده آموزش مدرن و مجازي تا سطوح روستايي، توسعه اگروتوريسم و ژئوتوريسم و توريسم روستايي و اكوتوريسم در حوزه گردشگري ، توسعه فضايي و كالبدي ، شامل توسعه شهري و روستايي و شهرهاي كشاورزي (اگروپوليتن‌ها )، توسعه نظام آموزشي و پژوهشي درحوزه صنعت ، كشاورزي و.... در نهايت ارتقاء‌ بهره وري و توسعه آب و كشاورزي در بخش كشاورزي و افزايش قدر مطلق توليد از جمله اهداف و ساختار عملكردي « قطب كشاورزي» محسوب مي شود. نكته مهم ديگر آن است كه اين نوع برنامه ريزي به چشم انداز قطب هاي كشاورزي در افق 20 ساله در دو حوزه چشم انداز زنجيره توليد و چشم انداز توسعه منطقه اي مي انجامد و اين همان امري است كه سالها در برنامه ريزي كلان بخش كشاورزي كشور مورد غفلت قرارگرفته است و بايد در آينده بدان اهتمام جدي داشت.

 

امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
-------سایت سازمان مرکزیطز
سازمان مرکزی
بیمه تکمیلیغل
بیمه
فروشگاه الکترونیکی12
فروشگاه
فروش ویژه کودآهنicon
سامانه باغداران
Powered by DorsaPortal